پاییز 92
نمیدونم چرا این روزا اصلا حال و هوای نوشتن ندارم. اگه بخوام اندر احوالات! این روزای گل پسری بگم ، باید بگم که خیییلی شیطون و یه دنده و لجباز شده و بیشتر وقتش با تماشای شبکه پویا سپری میشه. آبان گذاشتیمش مهد با اینکه خیلی زیاد دوست داشت بره، نمیدونم چی شد که یه دفعه زد زیر همه چی و گفت نمیرم! این شد که الان مثل سابق تو خونه با من سر و کله میزنه و همچنان مشغول گرفتن انرژی منه! تازگیا خیلی دوست داره دوربین مخفی نگاه کنه! وقتی هم که دوربین مخفی نمیبینیم خودش واسمون دوربین مخفی میشه! و خودشو میندازه و میگه بهم بخندید!!! تبلیغای تلویزیونم که دیگه همه صحبتشونو تلفنشونو و ... حفظه و باهاشون میخونه... رو بعضیاشونم تعصب داره. مث...
نویسنده :
مامان سمیه
19:58







